برخی تجدید خاطرات دکوراسیون در قدیم
خانه » اطلاعات عمومی » برخی تجدید خاطرات دکوراسیون در قدیم
برخی تجدید خاطرات دکوراسیون در قدیم

برخی تجدید خاطرات دکوراسیون در قدیم

شاید مهمترین تفاوت دکوراسیون داخلی ساختمان در گذشته ( از جمله در زمینه انواع کفپوش های ساختمانی ) نسبت به امروز, جنبه عمدتا کاربردی آن در قدیم باشد. تنوع زمینه های دکوراسیون ( منجمله انواع کفپوش pvc و پارکت چوبی و لمینیت ) نیز در گذشته بسیار کمتر از امروز بود و معمولا مورد مصرفی عمومی هم نداشت. شیوه زندگی امروز, بویژه در شهرهای بزرگتر, الزامات و تنوعی برای شاخه های مختلف دکوراسیون پدید آورده که در قدیم وجود نداشته و یا به اقشار بسیار محدودی از جامعه محدود می شد.


در آنزمان مردم نیاز چندانی نیز به استفاده از بسیاری ملزومات دکوراسیون حس نمیکردند. جمعیت و زندگی در چنین خانه های دلباز, آنچنان نیازهای روحی مردم را مرتفع میکرد که دیگر فرصت و مجالی برای بسیاری از دلتنگی های امروزه فراهم نمی آمد !

نخستین خاطراتم از کارهای چوبی به زمانی بازمیگردد که تازه به مدرسه میرفتم. در آنزمان مردم احترام خاصی برای مهمان و مهمانی قائل بودند و تعداد این مهمانی دادن و رفتن ها هم بسیار زیاد بود. در اواسط یا اواخر شب, از کمتر کوچه ای میشد عبور کرد و شاهد تعدادی صاحب خانه نبود که برای بدرقه مهمان یا مهمانانشان حتی تا سر کوچه همراهیشان میکردند. قیل و قال گرم استقبال و بدرقه از مهمانان, از صداهای معمول هر کوچه و برزن آنروزها بشمار میرفت.

اغلب خانواده ها ( حتی با درآمد پائین ) معمولا فضای خاصی از منزل را برای مهمانی همیشه آماده نگه میداشتند. درب ورودی این فضاهای همیشه پاکیزه و آماده را عموما قفل میکردند و ورود به آنجا, بویژه برای بچه ها در غیر از روزهای مهمانی اکیدا ممنوع بود.

آن وقتها که تازه کشور از بحران اقتصادی سنگین سالهای ۳۹ تا ۴۱ خارج میشد, دست و بال پدر هم قدری باز شده و بتازگی ساختمان طبقه دوم خانه باتمام رسیده بود. آنروز وقتی وارد خانه شدم, بوی خاصی از راه پله ها بمشام میرسید. بعدها دانستم که این بو مربوط به ” سریشم ” میشد که آنزمان از آن بعنوان چسب چوب استفاده می کردند.

به دنبال بو از پله ها بالا رفتم. برخلاف همیشه در دو لنگه چوبی اطاق مهمانی باز بود. اطاق مهمانی شامل دو اطاق بزرگ تو در تو میشد. جلوی اطاق بالکن سرتاسری قرار داشت که بوسیله پنجره آهنی عریضی از اطاق جدا می گردید. پنجره از زمین تقریبا ۷۰ سانت ارتفاع داشت و آنروز در زیر آن کمد و اشکاف سراسری چوبی کار گذاشته بودند.

صفحه پهنی از فورمیکا بوسیله تعداد بسیار زیادی ” تنگ دستی ” به صفحه چوبی روی کمد چسبانیده شده بود و بوی چسب مربوط به همین قسمت می شد. آنزمان در ایران هنوز دستگاههای پرس  گرم باب نشده بود و نجارها برای پرس سه لائی و از این قبیل می بایست از همین روش استفاده میکردند. این وضعیت چند روزی بدین منوال گذشت و سپس نجارها آمدند و تنگ دستی ها را بازکردند و کار تحویل نهائی شد.

در همان سالها و نزدیک نوروز, یک دست میز ۶ نفره و صندلی فلزی نیز به مجموعه اطاق پذیرائی اضافه شد. صفحه روئی میز و پشتی و کف صندلی ها بجهت هماهنگی با روکش فورمیکای استخوانی روی اشکاف, از چوب با روکش فورمیکا ساخته شده بود که طرح چوب و رنگ کرم روشن داشت.


این صندلی که روزگاری وسیله پذیرائی مهمانان عزیز خانه ها بود, بزودی مهمان سالن انتظار حمام های ” نمره ” شد و چندی بعد با پیری و مرگ آن حمام ها, او هم پیر شد و با دنیا وداع کرد !

از خاطرات ماندگار و خوشایند آن سالهایم, صندلی های چوبی مشهور به ” لهستانی ” می باشد که از جمله در مطب دکتر سر کوچه استفاده میشد. او پزشک ارتش بود و در ساعات مرخصی, به مطب می آمد و بجهت آشنائی بیماران حکم ” پزشک محله ” را داشت.


این صندلی را نخستین بار در ایران گویا کارخانه دقت در مشهد ساخته است. صندلی لهستانی بجهت فرم و زیبائی بقدری شکیل بود که با گذشت دهها سال هنوز هم تعداد زیادی کارخانه صنایع چوب با الهام از همان طرح, صندلی های جدیدی تولید کرده و به بازار عرضه میکنند.

بعدها دانستم که این صندلی ها در مشهد و کارخانه ای بنام ” دقت ” تولید میشد. آنزمان هنوز ماشین آلات پیشرفته نجاری ( از جمله دستگاهای تمام اتوماتیک مدل سازی ) وجود نداشت و برای فرم دادن به چوب از روشهای شیمیائی استفاده می کردند.


کارخانه دقت مشهد نخستین بار در سال ۱۳۳۵ و به همت حسین هرمززاده پایه گذاری شد. در حال حاضر ظاهرا دو کارخانه با نامهای مختلف در این شهر وجود دارد که هر یک به نوعی ( ؟ ) با ” دقت ” نخستین ارتباط دارند.

چوب را بعد گرد کردن ( که آنهم با ابزارهای دستی انجام میشد ) برای چند روز در حوضچه هائی از محلول آمونیوم می خوابانیدند. این محلول را تا دمای معینی گرم میکردند و چوب در آنجا باصطلاح پخته میشد. در دیواره آوندهای چوبی ماده صمغ مانندی بنام ” لینگنین ” وجود دارد که باعث سختی دیواره میشود. با این روش ساختمان مولکولی لینگنین را شکسته و چوب برای فرم گرفتن باندازه کافی نرم میشود. دی متیل اوره و دی متیل سولفور نیز از جمله دیگر مواد شیمیائی هستند که بهمین منظور در محلول فوق استفاده میشوند.


از دیگر روشهای فرم دادن چوب که البته موارد استفاده معین دارد, روش تعبیه برشهای موازی و غیره با فواصل مشخص و در قسمتهای معین می باشد.

البته آنچه سالها قبل باعث شد تا بخش قابل ملاحظه ای از عمر کاری ام در صنعت چوب بگذرد, بسیاری پیشامدهای خوب و بد دیگر بود. اما شاید مجموعه این خاطرات نیز چه در آنزمان و اکنون و در این بازگشت مجدد و کاملا متفاوت به هنر- صنعت دکوراسیون موثر بوده باشد.


این تصویر نمونه یک دستگاه کپی تراش چوب می باشد که در آنِ واحد قادر است چند قطعه چوب را مطابق الگو مدل سازی نماید.

امروز و در میانسالی, البته حس و حالی بکلی متفاوت از اجبار نسبتا طولانی گذشته همراهم هست. گذشت زمان چیز عجیبی است و همانگونه که عکسهای قدیمی را از دَم زرد میکند, به خاطرات آدمی نیز تنها یک رنگ خوش و نوستالژیک میزند ! ؟

سایت ” بهفرم کفپوش ” البته هدفی متفاوت را دنبال میکند. اما شاید در آینده بتوان در این باره بیشتر نیز گفتگو کرد.

در گذشته بخش قابل توجهی از کارهای نجاری توسط ابزارهای دستی صورت میگرفت که البته نیاز به مهارت بسیار داشت. ویدئو پیوست کارکرد نمونه غیرپیشرفته یک ماشین درودگری را نمایش میدهد که با آن میتوان چوب چارتراش را گرد کرد :

دیدگاه خود را وارد کنید